در آستانه 29 سالگي
يه حس و حال عجيبي دارم
مثل سربازي كه از جنگ برگشته ولي ديگه پا نداره
همون‌قدر مغرور، همون‌قدر قاطع، همون‌قدر خسته، همون‌قدر متوقع و بدتر از همه‌همون‌قدر بي‌انگيزه...
و گاها همون‌قدر مسرور براي دوباره ديدن عزيزانش ...
پ.ن: 
گاها احساس مي كنم ديگه پاي رفتن ندارم...