یکی باید باشه !
حوصله سر و صدا نداره اما پا به پات پاساژ گردی می کنه ...
به نظرش بچه ها موجودات رو اعصابین؛ اما خیلی وقت ها واسه اینکه ناراحت نشی بچه گونه حرف می زنه ...
از ترافیک متنفره اما از اون ور شهر می یاد دنبالت می برتت دوباره همون ور شهر واسه اون بستنی سنتی هیجان انگیز منصور ...
مزه تلخ، رو دوست نداره، اما برای تو درست همونقدر که دوست داری، قهوه ت رو تلخ درست می کنه ...
چشماش خسته می شه از تایپ تو گوشی ولی تا هر وقت که بخوای باهات وایبر بازی می کنه ....
نه دکتر، نه مشاور نه حتی عضوی از خانوادت؛ اما از فرسخ ها فاصله هم می فهمه حالت بده ...
اصلا شبیه آدم های اهل قصه، شعر و عاشقی نیست امــــا وبلاگ عاشقانت رو همیشه می خونه ...
می دونه سورپرایز رو دوست نداری اما بلده چیکار کنه؛ پشت آقتاب گیر ماشینت برات دست خط می زاره ...
اگر یکی باشه که انقدر آدمو خوب بلد باشه، اونوقت باید واسه همیشه باشه
بلاگ من مثل شبکه های تلویزیونی می مونه که هر کانال بزنی یه چی می گه: