جنسِ واقعی
نرگس های خوش عطر پشت پنجره که بویش پیچیده در خانه؛
روی مبل راحتی خانه اش نشستهام و به خودم یادآوری میکنم، که چه حال خوبی دارم.
آدم حال خودش را نمیتواند بخرد.
کاش میشد حال را پسانداز کرد.
این حال من، با این همه ریزش مدام، کماکان حال خوبیست.
حالم از جنس حال است...
پ.ن:
گاهی این دنیا مثه ما با خودش مساله داره/ میون زمین و آفتاب (...) ابر تیرگی میاره/رنگ دریا بر می گرده از هوای تلخ و تیره/ همه ی چلچله ها رو وحشت خزون می گیره/گل من گلایه کم کن ابر غصه ابدی نیست/بذار آسمون بباره گریه هم چیز بدی نیست
شنیدن این آهنگ توی این هوای برفی امشب؛ جنس حالمان را ابدی کرد....
بلاگ من مثل شبکه های تلویزیونی می مونه که هر کانال بزنی یه چی می گه: